فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

241

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

رضايت خود را ابراز مىداشتند . و سكوت توأم با اندوه ديگران نشانه‌اى از همدردى آنها با قوچ مغلوب بود . در اين ميان شرط - بنديهاى قابل ملاحظه‌اى نيز به عمل مىآمد . پس از ختم اين قسمت از برنامه ، دو مربى ديگر دو گاو نر قدرتمند را كه از گاوهاى معمولى ايران بزرگتر بودند به ميدان مسابقه آوردند . شاخ اين گاوها بسيار كوچك بود . همچنين از لحاظ اندام به قدر يك پا از گاوهاى خاراما « 178 » كه معمولا در مسابقات گاوبازى مادريد از آنها استفاده مىشود كوتاه‌تر بودند . هردو گاو همچون اغلب گاوهاى مسابقات سياه رنگ بودند . آنها را با گلها و نوارهاى رنگارنگ آراسته بودند و مربيان ، بر خلاف مربيان قوچها ، بسيار نزديك بدانها حركت مىكردند . بمحض ظاهر شدن گاوها ، اكثريت شهروندان نيز كه سراسر ميدان را انباشته بودند ، به دو دستهء مقابل تقسيم شده هردسته آمادهء جنگيدن با دستهء ديگر شد . همهء مردان چوبهائى به بزرگى عصاى زوار در دست داشتند ، باستثناى مربيان گاوها كه نه چوبى داشتند و نه اسلحهء ديگرى اما در چهرهء آنان آثار اندوهى گران ديده مىشد چنان كه گفتى خود بايد به ميدان مسابقه وارد شوند و پيكار كنند . در حقيقت هيچ رسوائى و فلاكتى براى آنها از مغلوب شدن گاوشان دردناكتر نيست . با اين‌كه اين نوع گاوبازى و مسابقه در همهء ايالات ايران رايج است ، در كاشان از همه‌جا رايج‌تر و در حقيقت تفريح مخصوص اهالى اين شهر است . چنان‌كه بين مردم شهر كسانى هستند كه از فرط علاقه بدين مسابقات همهء ايالات ايران را براى يافتن گاوهائى شايستهء اين كار زير پا مىگذارند و بدين وسيله كسب افتخار مىكنند . چون اساسا دسته‌بندى و گروه‌گرائى ، بخصوص در شهرهاى بزرگ بين مردان رايج است غالبا نه تنها در كارهاى مهم كه در آنها مسألهء دفاع از شرف و اعتبار مطرح است ، بلكه براى امور پوچ و بىاهميت ، از جمله در تفريحات و مسابقات نيز كه در هرحال يك طرف غالب ، و طرف ديگر مغلوب خواهد بود ،

--> ( 178 ) Xarama